... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

مدیریت دین!

راستش چند وقتی هست که دارم روی یه موضوعی کار می کنم و افکارم رو روی اون مرتب و منظم می کنم. شاید بشه گفت مهمترین جهت نوشتن مطلب امروزم کمک گرفتن از همه عزیزانی است که به نحوی می تونند در این زمینه همراهی کنند.

تو این مدت هم با خیلی ها مشورت کردم. نظر همه این بوده که انصافا جای این بحث خالی است. معتقدم اگه بخواد کار خوبی از آب دربیاد باید جمع زیادی روی این موضوع کار کنند. لذا استدعا می کنم دوستان علاقمند نظراتشون رو حتما منتقل کنند.

مشکل من با وبلاگ اینه که نمی خوام مطول بنویسم ولی حرفهای امروز از اون حرفهائی است که یه سینه سخن است و یه دریا سکوت! احتمالا در چند مقطع حرفها رو جمع می کنم.

مطلب اینه که من فکر می کنم فلسفه مدیریت اینه که بتونیم از منابع موجود حداکثر بهره رو ببریم. این درست؟ خب! حالا سوال اینه که کدوم منبع و سرمایه برای جامعه ارزشمندتر از دین؟ آیا دین نباید موضوع مدیریت قرار بگیرد؟ آیا نباید کسی یا کسانی از موضع مدیر وظیفه بهره برداری حداکثری از اون رو برای تامین اهداف و مقاصد خود دین بر عهده بگیرند؟

همیشه میگن نصف علم خوب پرسیدن است: حسن السوال نصف العلم

تا دفعه بعد فعلا یا علی!

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم