persianweblog persianblog
... و قولوا قولا سديدا (احزاب-70)

دغدغه های این روزها!

فاصله ای طولانی با یادداشتهای قبلی حادث شد ولی حادثه ها در این مدت آهنگ بروز خود را کند نکردند از این رو یک سینه سخن شد و یک دریا حرف ناگفته:

١- پس از شش سال دوباره روزهای بی ماشینی و تاکسی نشینی را تجربه می کنم. عجیب فرهنگ خاص خود را دارد. انگار وارد عالم جدیدی می شوی و نوع خاصی از فرهنگ و خلقیات و ذهنیات را با خود به ارمغان می آورد که برای من  تداعی کننده نوعی حس نوستالژیک نسبت به شش سال قبل و روزهای دانشجویی نیز هست. همین چند روز پیش اول صبح سوار یک تاکسی شدم و راننده به محض ورود بنده شروع کرد به روزگار غدار و همه عمال و مزدوران آن فحش و ناسزا دادن. از جمله به زلفی شدن علما هم شاکی بود و میگفت قدیم ها ملاها کچل می کرده اند و این چه روزگاری است که آخوندها همه زلف می گذارند. تو خود حدیث مفصل بخوان‌ از این‌ مجمل!

2- ظرف این مدت گذشته متوجه شدم که دو تن از دوستان بسیار عزیزم هم به وبلاگ فقیر عنایت داشته اند هرچند که آن را قابل مرقوم کردن کامنت های خود نمی دانسته اند. به هر حال از اینکه فهمیدم این عزیزان هم تارنمای فقیر را قابل دانسته اند خوشحالم.

3- کتاب تازه ای به دستم رسیده که با اسم و هیبت 800 صفحه ای و موضوع آن خیلی حال کرده ام و منتظرم روزگار بحران به پایان برسد و دلی از عزا در آورم. عنوان کتاب هست: سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران تالیف دکتر مقصود فراستخواه. کتاب را نشر رسا به چاپ رسانده که ناشر کتاب های آقای مهندس کامران باقری هم هست. برای من  عنوان و موضوع کتاب خیلی جالب و جاذب است. تا برای شما چطور باشد!

4- والدین گرامی به سلامتی در منزل جدید مستقر گردیده اند و این یعنی پایان بیش از یک سال زندگی مرارت بار حضراتشان. خداوند سایه پرمهرشان را تا همیشه بر سرم مستدام بگرداند.

5- این روزها زندگی من در دو کلمه خلاصه شده: رصدخانه و پروپوزال. رصدخانه یکی از آروزها و ایده ال های کاری من بود که این روزها به تدبیر و اراده دکتر مقدم معاون پژوهش و فناوری وزیر نفت اجرایی شده و بار طراحی و پیاده سازی آن به مرکز محول گردیده است. از آن تیپ کارهایی است که تصورش انرژی در رگ های من می جوشاند و به شدت به سودمندی و نفع آن برای کشور معتقدم. بزرگترین پروژه مرکز ایده پردازان است و به تعبیری به سرنوشت روزگاران اتی مرکز گره خورده است. سازمان پروژه شکل گرفته و همین امروز هم گزارش پیشرفت کار خدمت دکتر مقدم عرضه شد. تعبیر معاون محترم وزیر این بود که کاری را 4 شرکت اصلی وزارت نفت در این سالها نکرده اند این جوانان به انجام رسانده اند. از روند امور کاملا راضی بود.

دغدغه دیگر هم تهیه پروپوزال است. موعد دفاع روز 28 آذر در نظر گرفته شده و اساتید ممتحن عبارتند از : دکتر منطقی (مدیر قبلی ایران خودرو)، دکتر ملک افضلی ( معاون اسبق تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت)، دکتر آراستی، دکتر کرمانشاه و دکتر علوی.

به شدت پردازشگر ذهنم درگیر ماجراست ولی اوضاع خراب مملکت در این حوزه ها مانع از آن می شود که بتوان یک موضوع بچسب و دقیق که هم مرزهای دانش را پیش ببرد و هم درمان یا مرهم دردی از دردهای این مملکت باشد تعریف نمود. امروز در جلسه ای خدمت حضور دست اندرکاران شبکه های تحقیقاتی کشور در یک بخش خاص بودم. هرچه بیشتر اندیشیدم دریغ و دردم بیشتر شد. از صدر تا ذیل با مفهوم و کارکرد شبکه نا آگاه و ناآشنا و مع الاسف پرادعا. وقتی به این مسائل می اندیشم کلافه می شوم.

6- آخر اینکه جمعه عرفه است و شنبه عید قربان. خب دل است دیگر! هوایی خانه خدا شده است که فضای ناب آن را آزموده و باز هم هوایی است هوایی کربلای حسین که نرفته ام اما دیده ام که چگونه خیل مشتاقان برای درک دعای عرفه در صحن و سرای سالار شهیدان گریبان چاک می کنند. خدا قسمت همه مشتاقان کند ان شاء الله. التماس دعا!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/٥ - Hadi Nilforoushan