... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

ای "آب"

وسط این جار و جنجال های این روزها که شرحی بس مفصل دارند،‌ به ذهنم رسید که ذکر خیری از مرحوم "دریا" کنم و به مناسبت حال و هوای این روزهای شهر شور و شعور اصفهان عزیز شعری را از ایشان خدمت خوانندگان عرضه بدارم.

بر اجله علم وادب پوشیده نیست که فقیر حقیر از دار دنیا پنج عدد دایی بزرگوار دارم که در این میان ما را بادایی اخر به دلیل تناسب سنی بیشتر قال و مقالی فزونتر است. از لیگ کشتی های سه جانبه بین بنده و ایشان و آقا شنتیا پسر خاله گرفته تا مفاوضات و مذاکرات سیاسی روزهای جوانی، چنانکه افتد ودانی!!!!!!!!

الغرض ایشان حدود 13 سال پیش به افتخار دامادی نایل گشتند و داماد مرحوم بهشتی نژاد که از پسر عموهای مرحوم شهید بهشتی هستند شدند. مرحوم بهشتی نژاد شاعری زبردست و توانمند بوده اند و با تخلص شعری "دریا" دیوانی نیز دارند . خدا رحمتشان کند بنده هم به گمانم دو سه باری محضر ایشان را درک کرده بودم.

از سوی دیگر این روزها که زاینده رود خشک وبی آب گردیده است نقل محافل و مجالس اهل اصفهان بی رونقی حال و هوای شهر است و اینکه انگار هیچ کس دل و دماغی ندارد. همه دلتنگ آبند و این بار اولی است که دلتنگی اهالی اصفهان را در فراق آب حتی از این راه دور لمس می کنم.

چند هفته پیش شبی جهت صله ارحام و عرض ادب تماسی با جناب دایی آخر داشتم و از حال و هوای ایشان استمزاجی نمودم. با حسرت فرمودند در فراق آب حال خوشی نداریم و با آهی بس کشدار!!!! این شعر مرحوم دریا را قرائت نمودند:

بازآی که خطه سپاهان   وآن چشم و چراغ ملک ایران   اندر قدم تو جان نشاند   بر دیده روشنت نشاند   از هجر تو سخت بیقرار است   در راه تو چشم انتظار است   

بازآی که آرزوی مایی   ای "آب" تو آبروی مایی

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱۳
Comments نظرات () لینک دائم