... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

پایان طولانی ترین پروژه زندگی من

به لطف خداوند و در آخرین شب ماه مبارک رمضان امسال، طولانی ترین پروژه زندگیم یعنی حفظ کل قرآن به اتمام رسید.

فکر میکنم قریب 15 یا 16 سال طول کشید. و شاید ساعات زیادی از عمر من در ظرف این سالها مصروف حفظ قرآن شد.

راستش در طول این مدت بسیاری کسان منو تشویق کردند، مثل والدین گرامی، مثل زینب، مثل والدین زینب و مخصوصا مادر خانم محترمه، مثل استاد اول جناب حاج آقای دیباج، مثل اقای بنی طبا، مثل دایی رضا و مثل خیلی کسان دیگه. بعضی ها تردید داشتند و به شکل یه سوال از من می پرسیدند حالا واقعا چه ضرورتی داره آدم قرآنو حفظ کنه و خلاصه ابراز تردید می کردند و شاید به زبان القای تردید می خواستند تو رو منصرف کنند. در این مدت 16 ساله فقط یه نفر خیلی محکم و سفت صاف زل زد  توی چشم منو و جناب پدر و به پدر گفت بهش بگو بی خیال بشه ما هم که بچه بودیم خیلی از این کارهای الکی کردیم!!!! ( این انسان شریف از دوستان صمیمی پدر هستند موقعی که ایشان آلمان تشریف داشتند و الان هم نمایندگی خدمات پس از فروش یکی از معروفترین شرکتهای صوتی تصویری را در تهران بر عهده دارند).

16 سال هم زمان کمی نیست. خیلی سخته که 16 سال دنبال یه پروژه باشی. فراز و نشیبهای فراوانی را در سالهای حفظ قرآن تجربه کردم. حکایت قهر وآشتی های من با کار حفظ خودش یه مثنویه ولی تو این یک سال اخیر دیگه به خوبی فهمیده بودم که به پایان رسوندن این پروژه بزرگ دیگه یه بایده. زینب به خصوص ظرف این مدت اخیر خیلی حمایت کرد. هم تشویق کرد هم تنبیه و الان که می دونه کار حفظ تموم شده خوشحالی تو چشم هاش موج میزنه.

قبل ترها هرکس می پرسید چرا حفظ؟ براش دلایل عقلی می آوردم. از آیات خود قرآن در فضیلت حفظ می گفتم تا همه روایاتی که در این زمینه بلد بودم. بعد هم چند تا داستان خیلی عجیب داشتم که واقعا ثابت می کرد حفظ قرآن یه مدال افتخاره که خدا به همه کس نمیده. داستان آیت الله خویی، داستان کربلایی کاظم، و از همه نزدیکتر خواب من برای آقا روح الله راسل و تعبیر لطیف آن عالم اخلاقی از آن خواب ( البته خواب حجیت نداره ولی تعبیر اون استاد حجیت داشت). همه و همه دلالت می کرد که حفظ کار خوبیه.

بعدترها وقتی دیدم کار حفظ به یه مد در کشور داره تبدیل میشه کمی بیشتر تامل کردم و روی خوب و بد بودن این موج اندیشیدم.

مقوله حفظ رو در کشورهای مختلف اسلامی مطالعه کردم و متوجه شدم که حفظ قرآن در کل عالم اسلام داره ترویج میشه و کلا چیز درستیه ولی خب یه ملاحظاتی در کار هست که همه باید به اونها توجه کنند.

به هر حال این روزها هرچند برای اثبات عقلی ضرورت و نیکویی حفظ قرآن کریم دستم پره ولی اگه امروز کسی از من بپرسه چرا حفظ؟  بیشتر دوست دارم بهش بگم برو شروع کن اگه خوشت اومد ادامه بده و اگه نه هیچ لزومی نداره. واقعیت اینه که حفظ قرآن برای اون کسی جذابه که با حفظ به یک تجربه شیرین و زیبا میرسه. تجربه این که دائم تو فضای ذهنت با آیات و کلمات خدا مشغول باشی. دائم با پیامبران خدا و داستانهاشون در قرآن مانوس باشی. دائم یاد جملات قرآن بیفتی و مثلا از خودت بپرسی چی شد که الان یاد این ایه افتادم؟

من همه دوستان خوبی رو که به دنبال یه تجربه نو از جنس معنا و معنویت هستند به امتحان کار حفظ دعوت می کنم.

شاید دیگه هیچ وقت مجالی پیش نیاد. همین جا از پدر و ومادرم و زینب تشکر می کنم.

از حالا به بعد باید زیاد دوره کنم و امیدوارم ان شاء الله سال آینده این موقع آمادگی ارائه کل قرآن رو داشته باشم.

بعدالتحریر: ان شاء الله به زودی در پستهای بعدی در باب فرمایشات سینا، آقای نیرو، حکایات جدید حسنا بابا و سفر اخیر به قم خواهم نگاشت بعونه وفضله

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/٢
Comments نظرات () لینک دائم