... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

تمرکز

جوان تر که بودم سر پرشوری برای درک محضر اساتید اخلاق داشتم. این هم یکی از برکات فرورفتن در پیچ وخم زندگی روزمره است که تو را از اختصاص فرصتی به خودت و بازسازی روح و روانت باز می دارد.

در محضر استاد بزرگواری شرفیاب می شدم که معتقدم به واقع معلم اخلاق بود و حتی می توان گفت از سلسله اساتید مکتب نجف که منتهی به جناب علامه طباطبایی می شدند اجازه پرورش شاگردان اخلاقی را داشت.

چندین بار در محضر آن استاد عزیز ابراز تمایل کردم که در مسیری که ایشان توصیه می فرمودند به نحو جدی حرکت کنم وایشان هربار که من مزاحم می شدم می فرمودند مانعی نیست ولی من نگرانم که شما نتوانید تمرکز لازم را داشته باشید چون ظاهرا سرتان شلوغ است.

البته ایشان درست می فرمودند ولی من باور نمی کردم که حجم فعالیتهای من مانع از حرکت در این مسیر گردد. تا اینکه یکبار فرمودند بسیار خوب! نقدا ۵ دستور ساده هست که تلاش کنید به اینها مواظبت کنید و نتیجه را به من گزارش کنید.

من فکر می کردم مشکل حل شده است ولی گذر زمان نشان داد که تشخیص استاد درست بوده است. من هنوز اندر خم آن ۵ دستور -به تعبیری- بدیهی مانده ام . این واماندگی مرا در چالش سوالی بسیار مهم تر فروبرد و آن اینکه چرا فعالیت های اجتماعی مانع از ایجاد تمرکز می شوند؟ چرا باید بین تهذیب نفس و فعالیت اجتماعی یکی را انتخاب کرد؟ و حال اگر امر دایر بر انتخاب باشد باید کدام را انتخاب کرد؟

اصلا سوال کوچکی نیست! فکر می کنم در طی همه این روزها به این سوال اندیسیده ام و البته هنوز کمتر پاسخی مرا قانع کرده است.

با این وجود یکی از پاسخ های تامل برانگیز این است که نگاه من به فعالیت های اجتماعی نگاهی همراه با اصالت و موضوعیت است و این ظاهرا نگاهی مشکل ساز است.

در واقع من می توانم دو جور به مساله نگاه کنم: یکی اینکه من عنصری هستم که از همه توانم برای انجام فعالیت های اجتماعی در قالبهای مختلف مثل درس، کار، ارتباط و.... بهره می برم و در این بین به فرمان حضرت حق نماز هم می خوانم، روزه هم می گیرم و ....

نگاه دوم این است که نه! کار تو بندگی است. کار تو عبادت است. کار تو ذکر و نماز و روزه است و در این بین در اجتماع هم فعالیت می کنی!

این دیدگاه دوم همان است که امام صادق علیه السلام در حدیث مشهور عنوان بصری از آن با این تعبیر یاد می کنند که بنده شغلش در این عالم بندگی است (قریب به مضمون).

چندی است دیدگاه دوم زیاد به ذهنم می رسد و از شما چه پنهان حس می کنم تمرکز بهتری برای من پدید آورده است.

راستی ماه مبارک نزدیک است، از همه دوستان التماس دعا دارم.