... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

چرا وبلاگ و چرا قول سدید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا - یصلح لکم اعمالک و یغفر لکم ذنوبکم، و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوزا عظیما

ای اهل ایمان! با تقوی باشید و سخن استوار بگوئید- تا خداوند اعمالتان را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد، و هر کس خداوند و رسول او را اطاعت کند، به فوز عظیم دست یافته است.

اولین بار که با اینترنت آشنا شدم، حدود ۱۰ سال پیش بود. اصفهان، منزل دائی بزرگم که همیشه معلم و استاد خوبی بوده اند. امروز بعد از گذشت ۱۰ سال خیلی چیزها راجع به اینترنت میدونم ولی شاید تجسم تلقی آن شب من از اینترنت، همان چیزی است که امروز وبلاگ می خوانیمش. و من بعد از روزگار مدیدی که با اینترنت گذرانده ام،‌تصمیم گرفته ام،‌ اینترنت را به قرائت نخستین خود از آن، تجربه کنم.

خیلی ساده بگم، اصلا تصور نمی کنم که حرفهای این وبلاگ را افراد معدودی و یا انگشت شماری می خوانند،‌بلکه احساس می کنم این همان لحظه تاریخی است که روزگار پیش پای من گذاشته تا حرفهایم را بر بام تاریخ و بر بلندای جهان فریاد بکشم. (البته شاید اگر حامد صابر این قسمت نوشته من رو بخونه،‌ من رو هم به یک بیماری تاریخی شبیه تری سکتور-three sector- متهم بکند.) دقیقا به همین خاطر تا الان از تاسیس یک وبلاگ بیم داشتم. احساس می کردم هنوز اینقدر بزرگ نشدم که حرفهای جاودانه و جامع بزنم. ولی زمان و روزگار من رو به این نتیجه رسانید که باید وارد این گود شد و جنبید. راجع به این موضوع باز هم خواهم نوشت.

من در یادداشتهای آتی از اصول و خط مشی وبلاگ خودم خواهم نوشت. ولی به نظرم خلاصه همه آنچه خواهم گفت در عنوان وبلاگم، جمع شده است.

قول سدید!

فعلا تو خماریش باشین تا بعد!