... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

الجنون فنون!

ساعت ۴ بامداد است و من در حالیکه از فرط بی خوابی های اجباری شبهای قبل - دولتی سر حسنا بابا!- واقعا مریض شده ام، هنوز نخوابیده ام. به قول حاج یحیی ظاهری "الجنون فنون اقلها سبعون او تسعون" که یعنی دیوانگی انواع مختلفی دارد اقلا هقتاد نوع و به نقلی نود نوع است!!!!

به اجمال عرض می کنم که این روزها به شدت به مطالعه وبلاگ های دوستان علاقمند شده ام. حس می کنم وبلاگ ها رویه پنهان آدمهایی هستند که بسیاری از آنها را هر روز می بینی و یا سالها با آنها بوده ای. با خواندن وبلاگ ها پرونده ای که از هرکس برای خودم ساخته ام خیلی کاملتر می شود و این برایم بسیار مغتنم است.

دیگر اینکه سینه درد مزمن 3 ماهه من این روزها به اوج رسیده است. بین اطبای حاذق اختلاف است که این حساسیت فصلی است یا واقعا ریه آلوده شده است. در این بین نقل خاطره دکتر رفتن پریشب من جالب است.

یکشنبه شب بعد از پشت سر گذاردن جلسه ای جانکاه در شرکت ملی گاز و حوالی ساعت 9 شب از انجا که عیال محترمه نیز به غبار گلو درد مکدر بودند تصمیم گرفتیم مشترکا به نزد طبیب برویم وچون درمانگاه فرخی این روزها خیلی شلوغ است بنا شد برویم درمانگاه تازه تاسیس شهرداری در نیاوران. خلاصه بعد از اینکه حسنا بابا را به والدین گرامی سپردیم رفتیم خدمت جناب دکتری که مشغول مگس پراندن بود. ایشان پس از معاینه فقیر و عیال محترمه دو تشخیص و تجویزی اعلام فرمودند که به گمانم روح جناب سقراط حکیم را در قبر لرزانید آنجا که فرمودند شما یعنی بنده به آنفلوانزای حجاج مبتلا شده ای و باید 2 هفته استراحت کنی و عیال به این اندازه چرک گلو دارند و فاصله دو بند انگشت را نشان دادند. حتما عزیزان توجه دارند که دو بند انگشت چرک یعنی خفگی کامل و لذا جهت رفع خفگی حضرتش 4 عدد پنی سیلین مرحمت فرمودند!!!!!!!!!

مشخص بود که 3200 تومان ناقابل هدر رفته بود لذالک سریعا عازم درمانگاه باهنر شدیم تا حرفهای عالمانه طبیب قبلی حتی ذهنمان را مکدر نسازد.

طبیب جدید ضمن معاینه عیال فرمودند مختصری التهاب دارد گلوی مبارک و مقداری هم غذا به حلقوم مبارک چسبیده است و آن را که همان دو بند انگشت چرک بوده باشد فی المجلس امحا فرمودند و فقط 1 عدد پنی سیلین تجویز نمودند. بنده هم به قیاس حاصل شده اصلا خودم را نشان ندادم و فقط تا آخر شب ذکر شریف "آنفلوانزای حجاج" را صد بار گفتم و آخر شب با خنده درمانی کاملا خوب شده بودم!!!!!!!

در راه بازگشت به عیال عرض می کردم این برادر دکتر با این تشخیصش به درد ایده پردازان می خورد چون برای بیماری ناشناخته ما فی المجلس ایده خوبی ابداع فرمود.

علی ای حال در این مملکت با پارتی بازی چه کارها که نمی شود!!!!!

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم