... و قولوا قولا سدیدا (احزاب-70)

یادی از مرحوم پدربزرگ و استاد فرشچیان

۵شنبه و جمعه ای که گذشت اصفهان بودم. غرض از سفر شرکت در مراسم یادبود 25 سالگرد درگذشت پدربزرگ مادری من مرحوم حاج میرزا شکرالله صنیع زاده بود که توسط مرکز اصفهان شناسی و خانه ملل شهرداری اصفهان و با حضور اساتید برجسته نظیر استادفرشچیان برگزار می گردید.

بی مناسبت ندیدم ذکر خیری از ایشان کنم و به مناسبت چند نکته را هم خاطر نشان سازم.

مرحوم صنیع زاده از نوادگان دختری مرحوم اقا علی نقاش بوده اند و تقریبا تا چندین نسل قبل همگی نقاش بوده اند. وجه ممیز وبرجسته وجود ایشان این بوده که هنر مینا را که تقریبا رو به زوال و اضمحلال بوده است با تربیت دهها نفر شاگرد برجسته و ممتاز احیا کرده و با اتکا به نوآوری و تلاش خالصانه ای که مبذول داشتند آن را اعتلا بخشیدند.

راستش من وجود مرحوم حاج اقا را از ذخایر معنوی پیش از تولد خود می دانم. ایشان این افتخار را دارند که همینک آثار جلوه گری هنری شان تقریبا در تمامی اعتاب مقدسه به عالی ترین نحو ممکن رخ می نماید.ساخت درب های حرم حضرت امیر المومنین (ع) ، حضرت سیدالشهدا(ع) ، حضرت امام رضا (ع)، و حضرت معصومه (س) در قم، ضریح حضرت قمر بنی هاشم(ع) و حضرت زینب (س) در سوریه و نیز حضرت شاهچراغ در شیراز و تعداد زیادی امامزاده در نقاط مختلف ایران گوشه ای از توفیقاتی است که خداوند به ایشان عنایت کرده است. 

از سوی دیگر نگارستان صنیع زاده در اصفهان که همینک نیز در مجموعه تجاری عباسی در مقابل هتل عباسی اصفهان دایر است در تمام سالهای حیات ایشان محل بازدید عالی ترین مقامات کشورهای مختلف بوده است که برای بازدید از اصفهان به این شهر می آمده اند.

مرد با فضیلتی بوده است و من اگرچه از فضل پدر حاصلی نبرده ام ولی بی مبالغه خدا را بر نعمت وجود ایشان به عنوان یکی از فرزندان ایشان سپاس می گویم.

در همین سفر اخیر هم داستانی رخ داد که نشان داد حضرات ائمه (ع) نیز کوچکترین خدمت به درگاه و استان خود را فراموش نمی کنند.

قدیم ترها پدر برای من می گفتند که مرحوم صنیع زاده از قول استادفرشچیان گفته اند من و تو هردو نقاشان زبر دستی هستیم فقط کارهای تو را در اماکن مقدسه به کار می گیرند و آثار مرا برخی اقشار ثروتمند اما بعضا بی قید نسبت به دین می خرند. و این باعث غبطه استاد فرشچیان بوده است گو اینکه این روزها خداوند به قلم با اخلاص استاد فرشچیان هم برکت داده و تابلوی عصر عاشورای ایشان زینت بخش اکثر مجالس اباعبدالله است.همچنین تابلوی ضامن آهوی ایشان و اخیرا شنیده ام در ارتباط با حضرت اباالفضل هم تابلوی جدیدی عرضه کرده اند.

شاید برخی ندانند که طراح ضریح جدید حضرت امام رضا هم استاد فرشچیان بوده اند.

به هرحال نسل بابرکتی بوده اند و به شدت با اخلاص! به این همه پاکی و معصومیت انها غبطه می خورم.

اینها را نوشتم تا اگر این بار به یکی از اعتاب مقدسه مشرف شدید با دیدن اثار مرحوم جد بزرگوار مرا و ایشان را از دعای خیر محروم نکنید.

در اینجا هم می توانید اخبار مربوط به این مراسم را مطالعه کنید.

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم

اندر احوالات ماه محرم!!!!!

ماه عزای اباعبدالله از راه رسیده است و کم کم حال و هوای تاسوعا و عاشورا بر جان و دل همه ما مستولی می شود. به این مناسبت چند گانه ذیل را تقدیم می کنم. قبلا از مطول شدن نسبی کلام عذر می خواهم.

١- پریشب در این فکر بودم که وقتی می گویم ما مدیریت نشاط نداریم و این مطلب در فرهنگ ما نهادینه نشده است به حکم تعرف الاشیا باضدادها در ماجرای محرم به خوبی معلوم می شود. نگاه کنید ببینید چگونه ١٠ روز مانده به محرم پیامک های روزشمار - و البته امسال ٧٢ روز مانده به محرم هم  پیامک داشتم- شروع به ارسال می کنند، علم ها و خیمه های عزای حسینی به طور واقعا خودجوش ومردمی برپا می شوند، مجالس عزا در هر کوی و برزن پا می گیرند، مردم آداب به مجلس عزا آمدن را خوب بلدند، هیچ کس هیچ رفتار عجیب و تعریف نشده ای انجام نمی دهد، حتی نغمات مداحان معنی دارد،‌ وقتی به کیفیت خاصی صدای خود را کش دار می کنند همه می فهمند که باید زمزمه کنند، می فهمند که باید بلند بگریند و ....

اینها همه یعنی اینکه ما عزاداری را به طور کاملا مردمی در نهاد جامعه آموخته ایم. طیف گسترده مداحان و خطبای مجالس عزا، تنوع نغمات و آهنگ های سوزناک، تعدد اشکال عزاداری و مدت زمان زیاد این ایام- بیش از دو ماه- نشان دهنده این است که جامعه عزا را خوب می فهمد. اما شادی را نه! این یک واقعیت تلخ جامعه ماست.

٢- از نشانه های این بیماری مزمن، میل مفرطی است که در برخی طبقات جامعه به فربه کردن ایام عزاداری و آئین های سوگواری به وجود آمده است. چند وقت پیش درست در ایام مابین اعیاد قربان و غدیر در ودیوار محله ما پر بود از آگهی های مجالس عزای ایام مسلمیه!!!!!!!!! به این بد سلیقگی کج شیعیانی که دوست دارند به همه ایام سال حتی شادترین روزهای خدا رنگ عزا بزنند کلی بد و بیراه گفتم.

٣- با همه وجود اعتقاد دارم عزای اباعبدالله آتشفشانی است که جامعه ما با آتش آن ته سیگار خود را روشن کرده است. ظرفیتهای عجیب این نهضت جاویدان و این سنت الهی آئینی هنوز برای ما مشخص نشده که هیچ؛ با فقدان مدیریت متمرکز بر مسایل دینی به انحطاط و اعوجاج کشیده می شود. محوری شدن مقام مداحان در برابر علما در مجالس عزا یکی از نشانه های انحراف از فلسفه اصیل این جلسات است.

۴- یکی دیگر از دردهای تاریخی من در مجالس عزای حسینی تقلیل دادن خاصیت این گریه ها و عزاداری ها به رفع حاجت مریض داران، جوون دارا، قرض دارا و خلاصه بدبخت بیچاره های جامعه است. نه اینکه از این مجالس این خواص بر نمی آید. نه! منتها این کمترین برکت این مجالس است. چرا نباید اهداف عاشورا به زبان امروز ترجمه شوند؟ چرا نباید فلسفه سیاسی این گریه ها تبیین شوند؟ چرا باید برخی عزای اباعبدالله را تا حد یک آئین ملی تقلیل دهند؟‌چرا نباید علمای بلاد بر آنچه که حسین (ع) بر آنها شورید بشورند و از فقر و فاصله طبقاتی که مع الاسف به نام اسلام تمام می شود گلایه نکنند؟ چرا نباید به جای از حسین گفتن از حسینی زیستن سخن گفت؟‌ روحانیت متعهد شیعه نباید فراموش کند که عزای اباعبدالله همیشه تاریخ یک فرصت تاریخی برای اصلاح کجی های جامعه اسلامی و حتی جامعه جهانی بوده است. مبادا این فرصت درخشان را با طرح موضوعات حاشیه ای و بعضا نازل به هدر دهیم و دهند.

۵- مساله شرکت در مجالس عزا برای ما که در خراب آباد تهران سخت درگیر دنیویات شده ایم خود به یک پارادوکس تبدیل شده است. استاد ما توصیه می کنند لااقل فرصت روضه خوانی و ذکر مصیبت را در خلوت تنهایی خود در این ایام از دست ندهیم. برای این منظور دو کتاب مجموعه شعر آئینه صبر -منتخب اشعار زبده شعرا در رابطه با حضرت زینب سلام الله علیها- و آئینه ایثار- در رابطه با حضرت عباس سلام الله علیه- را توصیه می کنم.

۶- مطالعه کتاب قیام جاودانه استاد محمد رضا حکیمی و قیام سید الشهدا (ع) نوشته مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی را همه دوستان خوبم پیشنهاد می کنم.

٧- خانم شفیعی در وبلاگشان شعر بسیار  زیبایی را از عمان سامانی نقل کرده اند که مطالعه آن را به نحو خاص و دیوان اشعار عمان سامانی را به طور کلی به همه پیشنهاد می کنم.

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
Comments نظرات () لینک دائم

بحران و مدیریت

شب عید غدیر که برف سنگینی در تهران آمد، حدود ۴ ساعت در ترافیک گیر کرده بودم. به مناسبت این اتفاق خجسته مطلبی نوشتم با عنوان"بحران و مدیریت آن". که چون همت نکرد آن را در وبلاگ قرار دهم فقط جمله برگزیده ای از آن را که نقل از یکی از اساتید ارجمند من است مطرح می کنم:

دکتر روستا جمله مشهوری دارد که می گوید کسی از من پرسید مدیریت بحران یعنی چه و من پاسخ دادم یعنی همین کاری که ما هر روز می کنیم!!!!!!!!

نویسنده : Hadi Nilforoushan : ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
Comments نظرات () لینک دائم